استاد ,علمی ,سخنران ,پذیرایی ,فرصت ,جلسه ,استاد سخنران ,زیادی برای ,نشست‌های داخلی ,مسائل جنبی ,تجربه اندک

باز نشر از روزنامه فرهیختگان


فرصت مطالعاتی به‌عنوان یکی از فرصت‌های یادگیری می‌تواند در زندگی هر فرد نقش برجسته‌ای را بازی کند. در کنار این یادگیری - هرچند کوتاه‌مدت- انتقال آن به دیگران و در میان نهادن آن برای نقد و گفت‌وگوی بیشتر می‌تواند بر غنای این یادگیری بیفزاید. از این رو بر آن شدم تا تجربه اندک خود را از این صحنه یادگیری با دیگران در میان گذارم. فرصت چندماهه در فضای آکادمیک و عمومی آلمان بستر اصلی این نوشته‌ها خواهد بود.

برخلاف بسیاری از نشست‌ها و همایش‌های داخلی که بخش زیادی از زمان و هزینه آنها صرف مسائل جنبی از جمله پذیرایی، تبلیغات و... می‌شود، در آلمان یکی محتوای علمی نشست و دیگری قدردانی از ایجاد فرصت گفت‌وگو، بیشتر مورد توجه است.

بنا به تجربه اندک از مشارکت –چه در قالب مخاطب و چه میزبان- در تعدادی از همایش‌ها یا نشست‌های داخلی بارها مشاهده کرده‌ام که بخش عظیمی از نیروی انسانی و هزینه‌ها صرف مسائل جنبی نظیر پذیرایی می‌شود، به‌گونه‌ای که گاهی اصل مطلب یعنی گفت‌وگوی علمی در حاشیه قرار می‌گیرد. ذکر خاطرات زیر که در طول مدت فرصت مطالعاتی و داخل کشور یکی دوبار تجربه شد، خالی از لطف نیست.

روزی در ساختمان دانشگاه پوستری با عنوان «زندگی عاطفی حیوان منطقی» که توسط بخش فلسفه برگزار می‌شد، توجه مرا به خود جلب کرد. روز موعود خود را به جلسه رساندم، سخنران از کانادا آمده بود. خبری از پذیرایی هم در کار نبود، حتی چای یا قهوه! استاد سخنران هم فقط بطری آب معدنی کوچکی را با خود به همراه داشت. جلسه با معرفی استاد کانادایی از سوی استاد میزبان آغاز شد. قسمت اول به سخنرانی اختصاص پیدا کرد و بخش پایانی به پرسش و پاسخ.

 پس از سخنرانی حاضرین به صورت داوطلبانه سوالات خود را مطرح می‌کردند. نکته بسیار آموزنده، افتادگی استاد سخنران بود که درصدد پاسخگویی به هر سوالی برنمی‌آمد و مهم‌تر از آن پس از هر سوالی کمی فکر می‌کرد و بعد سعی می‌کرد پاسخ خود را بیان کند. در این زمینه جالب‌ترین و آموزنده‌ترین قسمت نشست، لحظه‌هایی بود که سخنران با سوالاتی مواجه می‌شد که پاسخی برای آنها نداشت. در این موارد او سعی در یادداشت‌برداری از سوالات مطرح شده داشت و پس از آن وارد گفت‌وگو با پرسشگر می‌شد. درنهایت اگر همچنان جوابی برای پاسخ نداشت، ضمن تشکر از پرسشگر، می‌گفت باید بیشتر فکر یا مطالعه کند.

در همین زمینه در همایشی که چند سال قبل در یکی از دانشگاه‌های ایران برگزار شد، یکی از سخنران‌های کلیدی استادی ایرانی بود که در خارج از کشور از سابقه علمی بالایی برخوردار است. به دنبال این سابقه خوش طبیعی بود که جمعیت زیادی برای سخنرانی حضور خواهند یافت و همین‌طور هم شد. پس از پایان جلسه افراد زیادی برای دیدار و گفت‌وگو با این استاد به سمت او هجوم آوردند، اما یکی از معاونان این دانشگاه سعی داشت استاد را با به‌کارگیری پی‌درپی واژه VIP او را به سالن پذیرایی بکشاند. در پی این اصرار‌ها یکباره استاد برآشفت و فریاد زد: «شما مرا با مسافت پروازی بیش از 15 ساعت نیاورده‌اید اینجا که با انواع شیرینی‌ها و نوشیدنی‌های مضر وقتم را بگیرید. من همین یک بطری آب معدنی برایم کافی است... نمی‌دانید در کره یک معلم با همین یک بطری ساعات زیادی را در کلاس سپری می‌کند!»

این موارد از این‌رو برای من جذابیت و آموزندگی داشت که با تجربه‌هایم از اغلب نشست‌های داخلی همخوانی نداشت؛ مثلا میز پر و پیمان پذیرایی در بیرون سالن‌ها که وقت قابل‌توجهی را به خود اختصاص می‌دهد. فراتر از آن در اغلب این جلسات سخنران نشستن در مقام «دانای کل» و ترس از اینکه اگر به سوالی پاسخ ندهد، این مقام از او گرفته خواهد شد را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهد. اینجاست که جلسه نشست از ماهیت علمی خود کم و بیش خارج شده و حتی گاهی رنگ و بوی جدل به خود می‌گیرد که زیبنده یک نشست علمی نیست.

آموختن این نکته که چکش‌کاری‌های علمی، دقت و پیشروی علمی را رقم خواهد زد و زمینه مشارکت افراد بیشتری را در پی خواهد داشت، می‌تواند به غنای این‌گونه جلسات در کشور بینجامد. از طرف دیگر هنگامی که رفته‌رفته برای مخاطب فلسفه وجودی چنین برنامه‌هایی یعنی اهتمام و احترام به جایگاه گفت‌وگو بیش از پیش بروز کرد، آنگاه می‌توان از برخی حواشی مانند پرداختن بیش از حد به پذیرایی راحت‌تر عبور کرد و به اصل مطلب پرداخت.
 

منبع اصلی مطلب : انتقادی
برچسب ها : استاد ,علمی ,سخنران ,پذیرایی ,فرصت ,جلسه ,استاد سخنران ,زیادی برای ,نشست‌های داخلی ,مسائل جنبی ,تجربه اندک
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزا! تجربه زیسته در آلمان(1)